حالا داستان چیه؟
چرا شت و میس یو
تا وقتی ((وای)) و ((دلم تنگته)) هست؟
یکی از عجایب مغز ما و زبانمون،اینه که کسایی که دوتا زبون بلدن،از هر زبونی که استفاده کنی برای گفتن یک کلمه،احساسات مختلفی رو تجربه میکنن!
یعنی چی؟
یعنی میس یو ،همون دلم برات تنگ شده ست ،ولی تو بدن ما احساسات مختلفی رو بروز نمی ده!
حالا چرا؟
تو یه مقاله که تو سال 2008 منتشر شد، دو تا پروفسور از 74 تا مهاجر دو زبانه ی انگلیسی-روسی خواستن خاطرات مهاجرتشون رو به زبان روسی (زبان مادریشون) یا انگلیسی (زبان دومشون)تعریف کنن.
نتیجه مطالع نشون داد : این افراد وقتی تجربیاتشون از مهاجرت رو به ((زبان دوم))یعنی انگلیسی بیان می کنن،از کلمات احساسی بیشتری استفاده می کنن و وقتی خاطرات مهاجرت رو به (زبان مادری)) می خوان ابراز کنن،احساس کمتری تو کلماتشون به خرج می دن!
چرا؟ چون مهاجرت پر از احساسات سنگینه و بیانش به زبان مادری عواطفشونو بیشتر قلقلک می ده!
واسه همینه که خیلی از ماها وقتی عصبانی می شیم یا دلمون حسابی می شکنه،با گوش کردن به آهنگ انگلیسی کمتر ناراحت می شیم تا فارسی
یا تو چت کردن مینویسیم Miss u چون اگه بگیم ((دلم برات تنگه)) این سه کلمه کوتاه تا مغز استخونمون نفوذ می کنه و درد بیشتری از نبود اون آدم می کشیم!
یا مثلا وقتی دستمون می خوره به لیوان آب و می ریزه اعصابمون خرد میشه،خیلیامون می گیم shiiit !
یکی از دلایلش اینه که بیان عصبانیت یا حسرت تو قالب زبان دوم،بهت کمتر احساس بی عرضه بودن می ده.
یعنی اگه بجاش به فارسی بگی (وای) ارتباط مستحکم تری بین تو و تمام خاطرات پر از حسرتت ایجاد میشه و بیشتر از خودت و بی دقتیت عصبانی می شی
یه مثال دیگه بزنم.
وقتی توسط کسی که دوسش داریم بهمون (خیانت) میشه،ففف خیلی وقتا به دوستامون به جای اینکه بگیم بهم ((خیانت)) کرد، میگیم بهمون ((cheat)) کرد.
چون خیانت تجربه روانی سنگینتری رو برامون رقم میزنه تا وقتی می گیم بهمون ((cheat)) شده.
چون این ((cheat)) انگار یه جایی دورتر از (خیانته))، تو یه سرزمین جادویی به اسم زبان دوم که وقتی می ریم اونجا یکم کمتر درد می کشیم….
جایی که حسرتاش کمتر واقعی ان،عصبانیتاش کم زورترن و درد و رنج هاش قابل تحمل تر
اینا همش کار مغز عزیزمونه که ما کمتر درد بکشیم
مغز خیلی عجیب نیست؟
پ.ن : میس یو هایی که 5شنبه شب میشنویم، جزو این تحقیقات محاسبه نمیشن. اون بحثش جداست 🙂
پایان